چهارشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۴

دقیقا دو سال پیش همین روز ،این متن را نوشتم .

"شب يلدا؛
امشب شبي است كه روز را در هم مي فشرد تا بلكه شبي خلق شود به نام يلدا ! شبي كه قدمتش به اندازه ي تمام شبهاي تنهايي بشر است. يلدا يعني بلندترين شب سال ، يعني دور هم نشستن و خوردن تنقلات و هندوانه و انار و...، يلدا يعني شب گپ زدن در جمع فاميل و از در و ديوار و از زمين و زمان سخن گفتن ! يلدا شبي است به اندازه ي هزاران سال تمدن ما! يلدا يعني انس با حافظ شيراز و فال گرفتن توسط بزرگتر ها!
يلدا همان شبي است كه در آن خدا به بشر مي گويد نظم يعني يلدا ! يعني بلندترين شب سال ، حتي با گذشت هزاران سال هنوز يلداست و طولانی ترین شب !! يلدا شبي متمايز از شبهاي ديگر است . حتي اگر اين وجه تمايز ذره اي كوچك از زمان باشد !

شب يلداتان خوش!"

سه‌شنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۴

Yahoo!

تفاوت پاسخگویی ما و دیگران
چند بار با عناوین و دلایل مختلف به شرکتها و موسسات و …بزرگ دنیا نامه نوشتم . برخوردشان خیلی خوب بود. تا آنجا که توانستند پاسخ دادند و نوشتند اگر مشکل همچنان وجود دارد حتما دوباره نامه بنویسم . مثلا جی میل در اوایل ایجاد چنین سرویسی ، در فرستادن نامه ی فارسی و عربی تحت ویندوز 98 مشکل داشت . مشکل را با یک نامه توضیح دادم و در پی آن بعد از رد و بدل شدن چند نامه ، متوجه شدم مشکل را حل کرده اند! یاکمپانی بزرگ ای ام دی !
در عوض هر بار شرکت مورد نظر ایرانی بود به سختی پاسخ دادند و در اغلب موارد اصلا جواب ندادند!!
تفاوت از کجا تا کجاست!!!!!

و اما باز هم قضیه ی اتوموبیل پژو و آتش سوزی های آن همچنان ادامه دارد. فکر نمی کنم این بار هم کسی مسئولیتش را بپذیرد و در پی جبران مافات باشد . اگر هم این کار را بکنند در حد بسیار ضعیف خواهد بود !!

جریان پاسخگویی ما مانند همان جمله ی معروف است که :
مسئول مورد نظر در دسترس نمی باشد

جمعه، آذر ۱۸، ۱۳۸۴

این متن را بخوانید :
عضو مجلس خبرگان رهبري با رد شايعات و نقل‌هايي كه از اين جلسه پخش مي‌شود تأكيد كرد: تنها چيزي كه در آن جلسه مطرح نشد، هاله نور و مانند آن بود كه همه شايعه و جنگ رواني است، من با آقاي الهام هم تماس گرفتم و ايشان گفت من هم اطلاعي ندارم و ما چنين چيزي در آن جلسه نشنيده‌ايم و معلوم نيست اين شايعات از كجا نشأت مي‌گيرد و دامن زده مي‌شود.

و این قسمت را:

حجت الاسلام و المسلمين كعبي در پايان توضيحات خود را بر مبناي تكليف شرعي و اداي دين دانست و ياد آور شد: اين جو سازي‌ها و شايعه پراكني‌ها، يك جنگ رواني و سازمان يافته در جهت تضعيف دولت است و آنچه در جلسه اتفاق افتاد و ما حاضر و ناظر آن بوديم، چيزي جز آنچه گفتم نبود.

حتما آن فیلم کوتاه احمدی نژاد را هم دیده اید! اصلا احتیاج به توضیح دیگری نیست !!!
http://www.rasanews.com/More_News.asp?id=6908

پنجشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۴

کارهای ما عجیب و غریب است!
سی دی گفته های رئیس جمهور در مورد هاله ی نور و ...را خیلی ها دیده اند . حالا اگر کسی بیاید و بگوید اینها دروغ است و تحریف شده و ....شما چه فکری درباره ی او می کنید؟؟؟

حادثه ی سقوط هواپیما در شهرک توحید تهران بسیار دردناک بود. نمی دانم چه بگویم ! فقط آرزو می کنم روحشان شاد باشد و خداوند به خانواده ی آنها هم صبر عنایت کند.

سه‌شنبه، آذر ۱۵، ۱۳۸۴

دنیا هیچ گاه نمی تواند جایی برای آرامش باشد .هرگز ! این تنها خیالی عبث است .همین و بس!!

دوشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۴

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!!
واقعاً این ضرب المثل ها را باید قاب و بر در دیوار شهر آویزان کرد . چند روز پیش شایع شد می خواهند مرکز یو سی اف اصفهان را به بهانه ی تعمیرات تعطیل کنند(البته هدف اصلی این بود که بحران چند روز اخیر به خوبی و خوشی بگذرد و ...!). اما بعد از مدت کوتاهی مردم شاهد تکذیب این خبر از سوی مسئولین بودند ، و اما دوباره به صراحت اعلام شد این مرکز برای پاره ای از تعمیرات برای مدتی تعطیل می شود.
این روش اشاعه ی خبر ، تکذیب و بالاخره به عینیت رسیدن خبر ، روشی است که بارها و بارها شاهد آن بوده ایم و مطمئنا خواهیم بود!

نتیجه گیری اخلاقی و غیر اخلاقی و ... : همیشه به شایعات اهمیت دهید . حتی اگر محیرالعقول باشد !

جمعه، آبان ۲۰، ۱۳۸۴


متاسفانه در کشور اتفاقاتی می افتد که انصافا به عقل اجنه و از ما بهترون هم نمی رسد!

"قرار است سدی با نام سیوند در حوالی منطقه ی باستانی دشت مرغاب احداث شود که با احداث این سد نه تنها محوطه ای باستانی در دشت مرغاب، بلکه آرامگاه کوروش و تخت جمشيد نیز به زیر آب خواهند و رفت و برای همیشه محو خواهند شد."

"قرار است در سال ۲۰۰۶ ميلادى سد سيوند در ۱۰۰ كيلومترى شمال شهر شيراز و ۵۰ كيلومترى تخت جمشيد آبگيرى كند. كارشناسان مى‌گويند با آن بسيارى از آثار باستانى ايران چون پاسارگاد و آرامگاه كورش زير آب خواهند رفت و تخت جمشيد نيز بر اثر نفوذ آب به تدريج فروخواهد ريخت "
....

این خبر که البته خبر تازه ای هم نیست جنجال زیادی به پا کرده است . امشب در اخبار عنوان شد یکی از مدیران ارشد اظهار کرد تا وقتی سازمان میراث فرهنگی کشور مطمئن شود که این آثار باستانی زیر آب نمی رود ، سد سیوند آب گیری نمی شود ! جالب اینجاست این پروژه با هزینه ی 60 میلیارد تومان در حال انجام است . از این نوع پارادوکس های عجیب به وفور در کشور دیده می شود . پاسارگاد و ... یک بنای معمولی نیست ! بحث توریسم و استفاده های بهینه از این منبع بسیار عالی درآمد هم بارها با تشریح و تفصیل فراوان صورت گرفته . آن چیزی که مرا حیران کرده ، هوش و درایت مدیران ماست . دو حالت دارد : ما یا به این آثار باستانی اعتقاد داریم یا نداریم ! اگر نداریم که هیچ (فکر می کنم این فرض غالب است ) و اگر اعتقاد داریم که این آثار بخصوص این مجموعه دارای اهمیت بسیار زیادی است، چرا از همان ابتدا به فکر جنابان نرسیده که علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد ! یعنی با وجود این همه پیشرفت در علوم و تکنولوژی ، نمی توان این محاسبات را قبل از کارهای فیزیکی پروژه انجام داد ؟ اگر این پول (که متعلق به مردم است) هزینه ی ساخت سد شود و بعد از آن متوجه شویم که به این مجموعه آسیب می رسد چه می کنیم؟ آیا سد را آب گیری نمی کنیم ؟ پس چرا ....؟

تا کی ؟ واقعا تا کی باید شاهد ین ندانم کاریها باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۴

پنجشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۴

این گفته ی گهر بار را بخواید :
نماينده ی ... و نايب رئيس .... مي گويد: "قيمت بنزين در بازارهاي جهاني بين ۵۰۰ تا ۸۰۰ تومان است، بنابراين هيچ توجيه علمي و منطقي وجود ندارد بنزين را با اين قيمت وارد کرد و سپس آن را به قيمت ۸۰ تومان در اختيار مصرف کنندگان قرار داد تا در خيابان ها دود شود و هوا را آلوده کند. تا اين حد سوبسيد دادن به يک کالاي مصرفي، هيچ توجيه اقتصادي ندارد".
معمولا قیمت کالاها شدیدا به قیمت بنزین وابسطه است . بالارفتن قیمت بنزین مطمئنا منجر به بالارفتن تورم می شود . معلوم نیست سال بعد چه بلایی می خواهند سر مردم بیاورند! می گویند نباید این همه سوبسید داده شود . پس این همه ثروت ملی به چه دردی می خورد ؟ ثروتی که برای مردم رفاه و امنیت به ارمغان نیاورد به چه دردی می خورد ؟ مگر بالارفتن چند صد درصدی بهای جهانی نفت سودی برای مردم داشت؟ مگر درآمد مردم ما هم مانند کشورهای دیگه هست که بخواهیم قیمت بنزین را تا این اندازه بالا ببیرم؟ اصلا تا به حال کدام کار ما در کشور بر اساس علم و منطق بوده ؟ هنوز تیتر یکی از خبرهای جراید چند روز پیش را از یاد نبرده ام که با افتخار نوشته بودند :"کار گاز رسانی به آبادان و ....از دهه ی مبارک فجر آغاز می شود ". به نظر من که چنین خبری واقعا خفت بار وننگین است . آن منطقه ، خود روی منابع عظیم نفت و گاز است اما هنوزمردم گاز شهری ندارند ! کجای کار ما بوی منطق و... می دهد؟؟؟

چهارشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۴

پسته

نشسته بود رو برویش . همین طور خیره شده بود به او . چشم دوخته بود به خنده اش . زیبا ترین لبخندی بود که تا به حال دیده بود . قلبش به تپش افتاد . نمی دانست چه مرضی است . شاید ...! یاد مادرش افتاد که چند دقیقه پیش آنها را تنها گذاشته بود . مادرش تاکید کرده بود پسر دست از پا ختا نکند . این را خیلی جدی گفته بود . پس دیگر نمی شد زیر آبی رفت ! زیر چشمی نگاهی انداخت . وای که آتش می زد بر جانش . دیوانه شد ! قید همه چیز را زد . با حرارت به سویش رفت . دست دراز کرد . از داخل ظرف ، آن پسته ی درشت و خندان را برداشت ، با دو دستش مغزش را بیرون آورد و خورد ! خیالش راحت شد . نفهمید چرا فقط همین یک دانه این طور می خندید . بقیه ی پسته ها خنده ی چندان دلچسبی نداشتند اما به هر حال از هیچ بهتر بودند . چند تا پسته ی دیگر را که خنده های کج و کوله ای داشتند ، خورد . آرام گرفت . به خودش آمد. ای داد بیداد ! عجب وسوسه ای بود ! جواب مادر را چگونه بدهد؟

شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۴

اگر زندگی تکراری شد ، باید با یک پل از روی تمام آن بخش از زندگی گذر کرد ! البته ممکن است قسمت اعظم زندگی از دست برود!!

یکشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۴


خدا را در خور امیدواری نمی دانی؟؟؟!!!
جمله ای کوتاه از نهج البلاغه

یکشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۴

نمی دانم چرا نسبت به این زندگی که دچار آنیم احساس خوبی ندارم . فکر می کنم تقریبا اکثر ما زندگی نمی کنیم ! این به اصطلاح زندگی که ما را به خود مشغول کرده تنها ملعبه ای است که گرفتارمان کرده. زندگی ما تنها مقایسه است .این را با آن ، آن را با آن یکی و ... مقایسه می کنیم و بر اساس آن برنامه ریزی می کنیم . شخصیت ما هم وابسته به قضاوت دیگران است .اغلب برای خوشامد دیگران زندگی می کنیم . تنها به این می اندیشیم که دیگران درباره ی ما چه فکر می کنند ؟ ما را چگونه آدمی توصیف می کنند ! چند نفر را می شناسید که اسیر این چرخه نیستند؟
حال را به گذشته تحویل می دهیم. از آینده وام می گیریم تا از حال فرار کنیم !آینده هیچ چیز ندارد، هیچ چیز!! پس چرا ما همیشه در انتظار آمدن فردا هستیم ؟چون می خواهیم از خود فرار کنیم و از زندگی حباب گونه و بی ارزش ، قصر زرین و مدینه ی فاضله بسازیم!
هر بار که خیابانهای شلوغ را می بینم با خود می گویم این مردم به دنبال چه هستند ؟ واقعا دنبال چه هستند ؟ خدای من! زندگی یعنی همین سرگردانی ؟

راستی ، چرا هیچگاه زندگی بر وفق مرادمان نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پنجشنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۸۴

در بین کارگردانهای داخلی ، هیچ کس نمی تواند جای مجید مجیدی را برای من بگیرد. کارهایی که انجام می دهد به نوعی خاص و منحصر به فرد است . مثلا فیلم کوتاه "خدا می آید " هیچ وقت برای من تکراری نمی شود . آنقدر لطیف و دوست داشتنی است که بعد از جشنواره ی فیلم فجر چند سال پیش ، بارها این فیلم را دیده ام و هر بار بیشتر و بیشتر از آن لذت بردم. دیروز فیلم بیدمجنون را دیدم . مکانهای انتخاب شده برای فیلم برداری فوق العاده بود . صحنه های بسیار زیبا ! مثلا دامنه ی کوه که از برف پوشیده شده بود بسیار عالی بود. صحنه آرایی هم قشنگ بود . گاهی می شنیدم که بعضی از تماشاگران فیلم هم ابراز شگفتی می کردند . داستان فیلم هم به نوعی نو آوری بود .
حتما این فیلم را ببینید . ضرر نمی کنید !

سه‌شنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۴

مالتی تاریخ بودن

اگر به متون مربوط به تاریخ معاصر سری بزنید(مثلا مقالات روزنامه ها که درباره ی انقلاب مشروطه نوشته شده) متوجه ی این نکته می شوید که ما از سه نوع تاریخ استفاده می کنیم ! شمسی ، قمری، میلادی!! جدا که جالب است . تاریخ قمری در دوران گذشته تاریخ رسمی بود و حالا تاریخ شمسی . تاریخ میلادی نیز بین المللی است .
بعد از خواندن کلی متون به این سبک (مالتی تاریخ!) ، وقتی به ساعت نگاه می کردم با خودم فکر می کردم ساعت 5 قمری است یا شمسی یا میلادی!!!