پنجشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۳

بعضي از فيلمها و كارتون ها ، تاثير زيادي در زندگي روزمره ي مردم دنيا داشته . به عنوان مثل كارتون پينوكيو !
چند روز پيش كه هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا در معرض يك كودتا قرار گرفته بود ، ختاب به دلت آمريكا گفت:
من به شدت نسبت به دولت آمريكا مضنونم . دوست دارم حرف آنها را باور كنم اما دولت آمريكا همچون پينوكيو است و دماغش از قطر زمين درازتر شده است!!

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۳

دو سال گذشت

دقیقا دو سال پيش این وبلاگ رو درست کردم .اون موقع واقعا از این پديده لذت ميبردم . دو سه روزي فقط کارم این بود که بتونم اين صفحه رو راه بندازم .بعد از چندین ساعت کار کردن بالاخره درستش کردم .اون موقع وبلاگ نویسی تازه باب شده بود .برای همین خیلی ها(بر عکس حالا) اصلا با اون آشنایی نداشتن .به هر حال من هم خودم رو در این رودخانه ی مواج رها کردم . انصافا هم گاهی اوقات خوب تونست من رو از فشار های روحی (البته کمی !)رهايي بده !!به هر حال خوب یا بد دو سال از اون موقع می گذره!
بالاخره یک روز عمر این وبلاگ هم به سر میاد. اما کی؟؟؟

یکشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۳

نمايشگاه كتاب امسال نسبت به سال قبل بي نظم تر بود . ديروز برق بيشتر قسمتهاي نمايشگاه قطع شده بود !! يكي از اين بخشها قسمت نشر الكترونيك بود كه طبيعتا محل عرضه ي نرم افزار هم هستش !! بعضي ها با لپ تاپ نرم افزارها رو معرفي مي كردن . خلاصه عجب اوضاعي بود!! جلوي درب نمايشگاه هم كه مثل هميشه بازار مكاره بود ، هر چيزي رو كه احتياج داريد اونجا پيدا مي شه . از چاقوي ضامن دار گرفته تا كروات و لوازم آرايش و ....!!! فروش سي دي فيلم مارمولك (جشنواره اي و بدون سانسور) هم خيلي رونق داشت .
امروز در فكر اين همه نابساماني در نمايشگاه بودم كه با تيتر جالب روزنامه ها برخوردم : افتتاح فرودگاه امام خميني با مشكل روبرو شده و هواپيمايي كه از دبي حركت كرده بوده به جاي تهران در اصفهان فرود اومده! جالبتر اينكه هزينه ي افتتاح( افتضاح ) فرودگاه 1.8 ميليارد تومان برآورد شده!!!!!
چي مي شه گفت . انگار چيزي نگم بهتره !!

در پناه حق

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۳

امروز فيلم ” مصائب مسيح ” رو ديدم . خيلي منقلبم كرد . ديدن اين فيلم خوش ساخت من رو به فكر فرو برد . چرا در بيشتر اعصار، حقيقت خودش رو ازديد مردم دور نگه مي داره ؟ و شايد اين مردم هستن كه نابينا و ناشنوا هستن!؟در طول تاريخ هميشه شاهد اين جور وقايع بوديم . شخصيت هاي بزرگ ، براي خيلي ها تحمل نا پذير بوده . مثل محمد، مسيح ، .....!!! به اين فكر مي كردم اگه من در اون دوران بودم ، آيا مانند بقيه مسيح رو نمي فهميدم؟اگه اين سؤال رو از هر كسي بپرسم زود جواب مي ده نه! من مسيح رو مي فهميدم! يا اينكه اگه درباره ي حسين بپرسيد مي گه من حتما از يارهاي با وفاي حسين مي شدم . اما من باور ندارم . شرايط زماني و مكاني و همچنين تبليغات سوء حكام ، چشم و گوش آدما رو از كار مي ندازه . وتنها كساني مي تونن حقيقت رو ببينن كه اون رو درك كرده باشن .
در بين زنان تاريخ ، من به دو شخصيت بيشتر علاقه دارم . به حضرت زهرا و مريم !! وقتي در اين فيلم در جلوي ديدگان حضرت مريم ، مسيح رو شكنجه مي كردن و مريم گريه مي كرد ، صورت من هم بي اختيار خيس شد!
چرا بيشتر اوقات حقيقت نا پيداست! و چرا من نيز مثل خيلي ها حقيقت رو گم كردم؟؟
با اينكه بعضي قسمتهاي فيلم با اعتقادات ما نسبت به مسيح يكي نيست و منافات داره ، اما به هر حال اين فيلم به نظرم بسيار زيبا و تاثير گذار هست.

در پناه حق

جمعه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۳

اساس كار دنيا بر حركت استوار است.سفر نيز خود يك حركت است. در زندگي تمام موجودات در سفرند . سفر از عدم به وجود ، از مرگ به زندگي و از زندگي به مرگ! سفر سفر سفر! زندگي را تجربه كرده ايم . خواسته يا ناخواسته ، چه فرقي مي كند ؟!! در تجربه كردن مرگ نيز بي اختياريم . زمانش نا معلوم است . شايد قبل از تمام كردن همين متن ، وقتش برسد! مرگ مراقب ماست . مراقب است تا از موعدش نگذرد . حواسش جمع جمع است . مطمئن هستم مثل من فراموشكار نيست . آن هنگام كه مرگ مرا در آغوش بگيرد ، جام نيستي را سر خواهم كشيد . آنگاه زندگي را به زندگان وا مي گذارم و پرواز مي كنم به سرزمين مرگ كه خود آغاز يك زندگي است .
و من نيز خود ، مسافرم .مسافر مرگ به زندگي و زندگي به ...

پنجشنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۳

خوب ما هم ايميل دار شديم . اون هم از نوع جي ميل! گوگل كه صاحب بلاگر هست، به كاربران نسبتا قديميه خودش اين امكان رو داده كه براي خودشون در جي ميل ايميل درست كنن . ما هم موفق به دريافت اين جايزه اسكار شديم:)
هزار مگ فضا! جدا درياست !!!

یکشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۸۳

با دو عصايي كه داشت به زور و زحمت راه مي رفت . يك پا بيشتر نداشت . در دستش يك ظرف يك بار مصرف بود كه نيمي از آن از غذايي نيمه خورده پر شده بود. آرام آرام راه مي رفت . گاه ، نيم نگاهي هم به ظرف داشت تا از دستش نيفتدو نريزد! ايستادم تا ببينم باآن غذا چه مي كند . آنقدر جلو رفت تا رسيد به يك فرد ژوليده كه روي زمين نشسته بود و با دستانش صورت خود را پوشانده بود . صدايش كرد ، مرد ژوليده سرش را بلند كرد .ظرف غذا را از مرد گرفت و بعد گفتن چند كلمه دوباره سرش را به زير افكند . خيلي برايم عجيب بود . دوربين همراهم بود . خيلي دوست داشتم از اين صحنه عكس بگيرم . اما ترسيدم، ترسيدم به غرورشان بر بخورد . ترسيدم ناراحت شوند كه آرامش بينشان را به هم بزنم .

یکشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۳

صدای مضحک خنده هایش از اتاق بیرون می آید . خنده های نا موزون , با صدای بلند که غرور و تکبر را به وضوح می توان در تک تک آن آواها مشاهده کرد ! اصوات در هوا می چرخند و رقص کنان تمام فضای اطراف را آلوده می کنند!! هوا بسیار سنگین شده . این آواهای سیاه گون چقدر اینجا را تاریک کرده است!!

دوشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۳

با ابياتي از مولانا همراه شويم:

مه دي رفت و بهمن هم ، بيا كه نو بهار آمد
زمين سر سبز و خرم شد ، زمان لاله زار آمد
درختان بين كه چون مستان همه گيجند و سر جنبان
صبا بر خواند افسوني كه گلشن بي قرار آمد
سمن را گفت نيلوفر كه پيچاپيچ من بنگر
چمن را گفت اشكوفه كه فصل كردگار آمد
بنفشه در ركوع آمد چو سنبل در خشوع آمد
چو نرگس چشمكش مي زد كه وقت اعتبار آمد
چه گفت آن بيدسرجنبان كه از مستي سبك سر شد
چه ديد آن سرو خوش قامت كه رفت و پايدار آمد

ايام به كامتان شيرين

یکشنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۸۳

اولين سلام بهاري سال 83
سال جديد تا الان چطور بوده؟ خوش مي گذره؟

!!!يك چيزجالب! يك نفر رو ديدم با جستجو در سايت ياهو با عنوان ” داستانهاي سكسي” به وبلاگ من رسيده بود
:)بيچاره حالش گرفته شده . آخه هر چي گشتم چنين چيزي اينجا پيدا نكردم
شاد باشيد

جمعه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۲

سال نو مبارك


پنجشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۲

يا لطيف
گويا دستي به نرمي بر شيشه مي كوبد . پنجره را مي گشايم . چقدر زيبا و شگفت انگيز است . لباسي به سبزي برگهاي نورسته ي درختان بر تن دارد . صدايش به لطافت باران است و در نگاهش برق اميد و زندگي ، موج مي زند . مي پرسم نامت چيست؟ مي گويد : بهار!
و من عاشق بهار شدم.

جمعه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۲

سوره ي حديد رو خونديد؟ چقدر قشنگه!

به نام خداوند بخشاينده ي مهربان
هر چه در زمين و آسمانهاست همه به تسبيح و ستايش يكتا خداي كه مقتدر و حكيم است ، مشغولند.
آن خدايي كه آسمانها و زمين ملك اوست .او خلق را زنده مي گرداند و باز مي ميراند و اوست كه بر همه چيز تواناست .
اول و آخر هستي و پيدا و نهان وجود همه اوست و او به همه ي امور آگاه است.
....

با خوندن اين آيه ها احساس مي كنم كه خيلي از خدا دورم . خيلي ! اگه به اندازه ي سر سوزني هم به اين آيه ها ايمان داشتم ، بسيار بهتر مي تونستم تمام وقايع رو ، چه خوب و چه بد ، بپذيرم! نا اميدي خودش نشان از دور بودن از خداست!!
به اين فكر مي كردم كه ما آدما ، در اين دنيا به دنبال چي مي گرديم؟ انگار از همه چيز غافليم . گويا ما رو مسئول كردن تا چند صباحي رو در روي زمين بگذرونيم ، دنبال جاه و مقام باشيم ، مدتي وقت تلف كنيم، دنبال پول باشيم ، به اين افتخار كنيم كه اين كار و كرديم يا اون كار و كرديم ، سر هم كلاه بذاريم و فكر كنيم كه هيچ كس نديده ،...!! در آخر هم بميريم و برامون يك مراسمي بگيرن و بگن عجب آدم خوبي بود ! يادته اون روزي اين كار و كرد .يادته....! چندروزي برامون گريه كنن و بعد همه چيز فراموش مي شه ! همين !
چقدر به بي راهه رفتيم! راه رو از همون ابتدا اشتباه كرديم! زندگي كردن وقت تلف كردن نيست . زندگي عبور از جاده اي هست كه اگه در انتخابش اشتباه كنيم ، كارمون تمومه !

خشت اول چون نهد معمار كج
تا ثريا مي رود ديوار كج

اول و آخر هستي و پيدا و نهان وجود همه اوست و او به همه ي امور آگاه است.

سه‌شنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۲

يا حسين
امروز روز عاشوراست . روزي كه حسين را....

چقدر كج فهميم !‌چقدر از مرحله پرتيم . تا كي مي خواهيم سر خود را چون كبك در زير برف فرو بريم و چشم بر همه ي واقعيت ها ببنديم . تا كي مي خواهيم ابلهانه از دين خدا و تمام ارزش هاي ديني خود دفاع كنيم . تا كي بايد در قهقري گام برداريم . تا كي ؟؟؟ كدام يك از ما توانسته حسين را و كربلا را به درستي درك كند؟ كدام يك از ما فهميده ايم كه حسين چه گفت؟ چه كرد؟ چرا كرد؟ يا الله !!!
امروز باز بوي گند جاهليت مي آيد . بود متعفن ، بوي كج فهمي!
خداي من ! درك آنچه را كه مي بينم برايم مقدور نيست ! اينها چه مي گويند؟ چه مي فهمند؟ چه مي كنند؟
براي حسين قمه بر سرشان مي كوبند . يا حسين مي گويند و با لبه ي برنده و تيز قمه بر سر خود مي زنند . مردم در اطرافشان حلقه زده اند . خيلي ها گريه مي كنند . بعضي ها توانايي ديدن اين صحنه ها را ندارند و از محل قمه زدن دور مي شوند .
يا حسين مي گويند . به زبان مادري خود شعار مي دهند و فرياد مي زنند . به نوبت ايستاده اند . با صداي بلند ورد مي خوانند . فرياد مي زنند :” لبيك، حسين لبيك” . قمه را به نوبت بلند مي كنند و بر سر خود فرود مي آورند . خون فواره مي زند . دچار هيجان مي شوند .ميخواهند قمه را چندين بار بر سر بكوبند . جلويشان را مي گيرند تا كا ربه جاهاي باريك نرسد. سالها قبل ديده بودم كه حتي بر سر بچه هاي نوزاد هم قمه مي زنند. شايد نذر كرده بودند!! چه نمايشي به راه انداخته اند .مردم نگاهشان مي كنند هيجان همه ي وجود آنها را گرفته ! گويا در سالن تئاتر هستم و آنها بازيگران آن هستند ! مي پنداريد اگر همه ي اين آدمها در واقعه ي كربلا حضور داشتند ، چند نفر به ياري حسين مي شتافتند؟ چند نفر او را همراهي مي كردند؟ چند نفر او را مي فهميدند؟ آن دوراني كه مردم وجود پيامبر را هم درك كرده بودند اين گونه از فرزند فاطمه حمايت كردند چه برسد به اين آدمهاي ...!!! خدا مي داند در فكر و ذهن اين آدمها چه مي گذرد . اما آنچه را كه من از آنها ديده ام و مي دانم ، برايم جالب توجه نيست. اغلب آنها را مي شناسم . وجودشان مملو از گناه است . خدايا ! من خود مملو از گناهم ، ريز و درشت . اما بسياري از كارها كه آنها كرده اند را نكردم . حال همان هايي كه .....!!!!
يا حسين !
چه مي گويم ! دست خودم نيست . من ادعايي در مسلمان بودن خود ندارم . اما اين گونه رفتارها مرا عذاب مي دهد. وقتي اين صحنه ها را مي بينم ، از اين همه بدعت ، ريا ،....، حالم به هم مي خورد. اين چگونه اسلامي است كه فقط محدود به دو ماه مي شود؟ محرم، رمضان!!! آن هم اين گونه!
با اين اعمال و رفتار ، فكر مي كنيد مردمان غير مسلمان درباره ي ما چگونه فكر مي كنند ؟ آيا عكسهايي كه خبرگزاريهاي دنيا از مراسم قمه زني گرفته اند ديده ايد؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
يا حسين!
دوستي مي گفت توجه ما به خبرگزاريهاي دنيا در فرع قرار دارد و ما اهداف ديگري را بايد دنبال كنيم . اين سخن حرفي است كاملا متطقي . اما اين گونه رفتارهاي كاملا ناشايست( البته به نظر من ) ، وجهه ي اسلام را در دنيا به خطر مي اندازد .ما در قبال ترويج افكار صحيح اسلامي مسئوليم . امروز خيلي بايد مواظب اجانب و سوء استفاد هاي آنان باشيم . رفتار ما نشان دهنده ي افكار ماست!
يا حسين!
ديديد كه با زائران و دوستداران حسين چه كردند؟ ديديد كه چگونه شيعه باز آماج حمله هاي وحشيانه قرار گرفت؟ ديديد مظلوميت شيعه را؟ كربلا و كاظمين قتلگاه شيعيان و عاشقان حسين شد ! تا كنون حدود 200نفر در اين دو شهر قتل عام شدند . كشته نشدند ، بلكه شهيد شدند ! ديديد كه چگونه بعد از انفجار بر شدت عزاداري زائران افزوده شد؟ خداوند لعنت كند مسببان آن را كه چشم ديدن حقيقت را ندارند. يا حسين!
قبلا نيز گفته بودم كه مردم عراق بايد هنگامي جشن و سرور آزادي بگيرند كه قيمي به نام آمريكا نداشته باشند . ديديد كه اين قيم ، توانايي اين مسؤليت را نداشت! كجايند آنهايي كه ورود بيگانگان به عراق را ، با طعم شيرين آزادي عجين مي دانسند؟!!

من نمي دانم ! همه ي اين افكار مرا در يك برزخ قرار داده ! برزخ تفكر و انديشه ! مي ترسم كه درنوع افكارم به بي راهه بروم . مي ترسم كه فكرم نشان از بي فكريم باشد! مي ترسم....

دوشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۲

در طول هزاران سال تاريخ ، چندين انسان سفاك در دنيا حكومت كردند وبراي بقاي حكومت جبر و وحشت خود صدها هزار نفر را به فجيع ترين شكل ممكن كشتند و از بين بردند! در تاريخ پر فراز و نشيب خود ما نيز پراست از اين گونه آدمها ! تيمور لنگ ،تموچين ،....! كور كردن چشم آدمها ، سوراخ كردن كتف و خلاصه هزاران جنايت ديگر !
اما حكايت حسين ، حكايت ديگريست. شرح وقايع كربلا برخلاف بسياري از وقايع ديگر تاريخ ، نه تنها از يادها نرفت ، بلكه هر سال بانگ آزادي خواهي حسين بيشتر از پيش بر دنياي خفقان گرفته ي كنوني ما ، طنين انداز شده است .
و چقدر زيبا گفت:
اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد.
افسوس كه ديگر آزاده هم نيستيم!