حرف از آب و ... زدم ! چه بلايي به سرمون اومد . لوله ي آب گرم خونمون تركيد اون هم از نوع اساسي! واي كه چقدر دردسر داره . اگه مي دونستم وارد بحث آب و اين حرفها نمي شدم . خوب شد از پي و ... چيزي نگفتم!
پايدار باشيد
جمعه، مرداد ۰۹، ۱۳۸۳
چهارشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۳
هيچ وقت تا حالا به اهميت وجود آب توجه كرديد؟ آب مايه ي حياته ، آب موجب تطهيرو پاكيزگيه .
حالا از يك جنبه ي ديگه به اون نگاه كنيد! مي دونيد وجود آب خيلي چيزها رو مشخص مي كنه . تا وقتي آب نباشه خيلي ها نشون نمي دن كه شنا گر خوبي هستن .وقتي آب رو مي بينن با لباس مي پرن توي آب ، اون وقت چه شنايي هم مي كنن !طوري كه اصلا باورتون نمي شه .گرفتيد چي مي گم؟
حالا از يك جنبه ي ديگه به اون نگاه كنيد! مي دونيد وجود آب خيلي چيزها رو مشخص مي كنه . تا وقتي آب نباشه خيلي ها نشون نمي دن كه شنا گر خوبي هستن .وقتي آب رو مي بينن با لباس مي پرن توي آب ، اون وقت چه شنايي هم مي كنن !طوري كه اصلا باورتون نمي شه .گرفتيد چي مي گم؟
دوشنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۳
شنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۳
پنجشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۳
سهشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۸۳
جمعه، تیر ۲۶، ۱۳۸۳
باد پرده را مي رقصاند و شايد شبحي زير پرده پنهان شده و با نواي باد پاي كوبي مي كند .
و من زير نگاه سنگين او خرد مي شوم .براستي نمي دانم اين صداي باد است يا خنده هاي ديوانه وار اين شبح كه بي رحمانه نظاره گر جدال من با زندگي است . به من مي خندد ، قهقه مي زند ، مي رقصد ، با اين حال مي داند از او متنفرم . مرا در غل و زنجير مي بيند ، در بند و اسير ! لذت مي برد !!
و من زير نگاه سنگين او خرد مي شوم .براستي نمي دانم اين صداي باد است يا خنده هاي ديوانه وار اين شبح كه بي رحمانه نظاره گر جدال من با زندگي است . به من مي خندد ، قهقه مي زند ، مي رقصد ، با اين حال مي داند از او متنفرم . مرا در غل و زنجير مي بيند ، در بند و اسير ! لذت مي برد !!
چهارشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۳
یکشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۸۳
مضحك ترين چيزي كه تا حالا در تلويزيون ديديد چي بوده؟
اين برنامه هايي كه در اون موسيقي زنده اجرا مي شه رو ديديد؟ مثلا برنامه اي كه آقاي نجفيان در اون تار مي زنه و مي خونه ( فكر كنم برنامه ي چرتكه) . وقتي موسيفي نواخته مي شه جلوي آلت موسيقي( هر چيزي به جز دف !) رو با هزار ترفند مي پوشونن تا خداي ناكرده پايه هاي اسلام دچار زلزله ي مهلك نشه و از دين و ايمان ملت غيور ايران زمين زبانم لال كاسته نشه !!! آخه تمام مشكلات دنيا و آخرت ما بستگي به همين عمل داره ، يعني اگه اين نواختن موسيقي در سيماي تلويزيوني رؤيت بشه ، گناه بسيار بزرگي صورت مي گيره و....!! جالب اينجاست كه چون زمان پيامبر يك چيزهايي شبيه دف وجود داشته بنابراين ديدن اين وسيله و نواختن اون در تلويزيون مشكلي ايجاد نمي كنه ! حكايت همون ورزشهاست كه همش به اونها تاكيد مي شه وشرط بندي در اونها هم حلال بوده وهست(!!) : اسب سواري ، شنا ، تير اندازي!!!!!
با اين حساب خود تلويزيون هم مشكل داره ! اصلاديدن اون در حالت خاموش هم ممكنه ايجاد گناه كنه . اينترنت و اونترنت و اين ور نت و اون ور نت و ....! اينها كه جاي خود!!!!
من نمي فهمم چرا درك و فهم ما از دين بايد فقط در همون مقطع از زمان ، در جا بزنه ! مگه اينطور نيست كه اسلام ديني پوياست ؟ پس چرا خودمون رو با اين جور مسائل سرگرم مي كنيم ؟ ديني كه با ديدن آلات موسيقي در تلويزيون به خطر بيفته به درد چي مي خوره !مسلما دين ما برتر از اين گونه برداشت هاست .
اين برنامه هايي كه در اون موسيقي زنده اجرا مي شه رو ديديد؟ مثلا برنامه اي كه آقاي نجفيان در اون تار مي زنه و مي خونه ( فكر كنم برنامه ي چرتكه) . وقتي موسيفي نواخته مي شه جلوي آلت موسيقي( هر چيزي به جز دف !) رو با هزار ترفند مي پوشونن تا خداي ناكرده پايه هاي اسلام دچار زلزله ي مهلك نشه و از دين و ايمان ملت غيور ايران زمين زبانم لال كاسته نشه !!! آخه تمام مشكلات دنيا و آخرت ما بستگي به همين عمل داره ، يعني اگه اين نواختن موسيقي در سيماي تلويزيوني رؤيت بشه ، گناه بسيار بزرگي صورت مي گيره و....!! جالب اينجاست كه چون زمان پيامبر يك چيزهايي شبيه دف وجود داشته بنابراين ديدن اين وسيله و نواختن اون در تلويزيون مشكلي ايجاد نمي كنه ! حكايت همون ورزشهاست كه همش به اونها تاكيد مي شه وشرط بندي در اونها هم حلال بوده وهست(!!) : اسب سواري ، شنا ، تير اندازي!!!!!
با اين حساب خود تلويزيون هم مشكل داره ! اصلاديدن اون در حالت خاموش هم ممكنه ايجاد گناه كنه . اينترنت و اونترنت و اين ور نت و اون ور نت و ....! اينها كه جاي خود!!!!
من نمي فهمم چرا درك و فهم ما از دين بايد فقط در همون مقطع از زمان ، در جا بزنه ! مگه اينطور نيست كه اسلام ديني پوياست ؟ پس چرا خودمون رو با اين جور مسائل سرگرم مي كنيم ؟ ديني كه با ديدن آلات موسيقي در تلويزيون به خطر بيفته به درد چي مي خوره !مسلما دين ما برتر از اين گونه برداشت هاست .
یکشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۸۳
آدمها وقتي قيد و بندي در زندگي نداشته باشن نسبت به خيلي چيزها بي تفاوت مي شن و بسياري از امور مهم براشون بي اهميت مي شه . اگه تعريف درستي از هدف نداشته باشن ديگه اون وقت اميد هم بي معني مي شه . اميد در كنار هدف معني پيدا مي كنه . خدا نكنه آدما بي هدف بشن !
ديروز رفته بودم سراغ يك ساعت قديمي ! از اونهايي كه كوك مي شدن و صداي زنگ زدنشون اون هم توي صبح ، از هزار تا ضربه ي پتك توي سر آدم بد تر بود . يادمه راهنمايي كه بودم صبحها ساعت 4 بيدار مي شدم تا درس بخونم . آخه مدرسه ي ما تا ساعت 4 بعد از ظهر بود . براي همين وقتي مي رسيدم خونه حسابي خسته مي شدم وشب هم زود مي خوابيدم . اون موقع ها مثل الان نبود كه مردم شب و روزشون رو با هم قاطي كنن ! خلاصه وقتي اين ساعت با اون صداي وحشت ناكش زنگ مي زد ، با اولين زنگ مي پريدم رو هوا تا زود صداش رو قطع كنم !! يادش به خير !! امروز ديدم داره كوك ساعت تموم مي شه ، حوصلم نمي كشه تا دوباره كوكش كنم . مي دونيد ، اين دقيقا از تبعات اين زندگي ماشينيه !همه چي اتوماتيك و خودكار شده ، كارها راحت تر شده ، بي درد سر تر ! اما اين راحتي كمي قيد و بندها رو از بين برده . تمدن راحتي مياره اما نمي دونم چه بلايي به سر آدم مياد كه بد جوري به روز مرگي مي افته! هر چقدر كه زندگي انسان ماشيني مي شه از طبيعت كه مظهر الهام هست به دور مي شه !! راستش وقتي اين نوشته رو شروع كردم قصد و غرضم نوشتن مطلبي ديگه اي بود اما كار به اينجا كشيد !
ايام به كامتان شيرين
ديروز رفته بودم سراغ يك ساعت قديمي ! از اونهايي كه كوك مي شدن و صداي زنگ زدنشون اون هم توي صبح ، از هزار تا ضربه ي پتك توي سر آدم بد تر بود . يادمه راهنمايي كه بودم صبحها ساعت 4 بيدار مي شدم تا درس بخونم . آخه مدرسه ي ما تا ساعت 4 بعد از ظهر بود . براي همين وقتي مي رسيدم خونه حسابي خسته مي شدم وشب هم زود مي خوابيدم . اون موقع ها مثل الان نبود كه مردم شب و روزشون رو با هم قاطي كنن ! خلاصه وقتي اين ساعت با اون صداي وحشت ناكش زنگ مي زد ، با اولين زنگ مي پريدم رو هوا تا زود صداش رو قطع كنم !! يادش به خير !! امروز ديدم داره كوك ساعت تموم مي شه ، حوصلم نمي كشه تا دوباره كوكش كنم . مي دونيد ، اين دقيقا از تبعات اين زندگي ماشينيه !همه چي اتوماتيك و خودكار شده ، كارها راحت تر شده ، بي درد سر تر ! اما اين راحتي كمي قيد و بندها رو از بين برده . تمدن راحتي مياره اما نمي دونم چه بلايي به سر آدم مياد كه بد جوري به روز مرگي مي افته! هر چقدر كه زندگي انسان ماشيني مي شه از طبيعت كه مظهر الهام هست به دور مي شه !! راستش وقتي اين نوشته رو شروع كردم قصد و غرضم نوشتن مطلبي ديگه اي بود اما كار به اينجا كشيد !
ايام به كامتان شيرين
اشتراک در:
پستها (Atom)